کارزین در آینه تاریخ

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. کارزین در آینه تاریخ

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

کارزین در آینه تاریخ

     درک و شناخت انسان از جهانی که در آن زیست می کند ، به میزان رشد فرهنگی و اجتماعی وی بستگی دارد . آگاهی و شناخت از مرز و بوم و آب و خاکی که به آن تعلق دارد به شخصیت وی اعتبار و استحکام و ماندگاری می بخشد . به عبارت دیگر در جوامعی که مردم آن درک عمیق تری نسبت به محیط خویش دارند ابزار پیشرفت مهیا تر و قدرت لازم جهت رفع مشکلات در ابعاد مختلف آماده تر است . امام علی علیه السلام در وصیت خویش به فرزند برومندش امام حسن علیه السلام می فرماید : «من آنچنان درتاریخ امم گذشته به سیاحت و تماشا پرداخته ام که گویی یک تن از آنان بوده ام » . از سوی دیگر توجه به مسائل عمرانی و درک ضرورت مسائل اجتماعی بینشی جغرافیایی ـ تاریخی می طلبد که به کارگزاران و مدیران و مسئولان عرصه خدمت و خدمتگزاری اجازه می دهد با فراخ بال در حل و فصل امور و رفع مشکلات گوناگون اهتمام لازم مبذول دارند . تحقیقاً تحصیل همه علوم به ویژه فرهنگ و ادب که همچون انگشتری سایر علوم را احاطه کرده است بر توسعه همه جانبه می افزاید لذا قبل از آنکه به بیلان و عملکرد چهارساله شورای اسلامی دوره دوم و شهرداری بپردازیم لازم است جهت بسط افکار عمومی ، خصوصاً شهروندان محترم نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرمان بیندازیم تا انشاء ا… با وحدت و همدلی و تلاش و فداکاری ، گذشته ی پر افتخار خویش را احیاء نموده ، در مسیر توسعه بیشتر و بالندگی بهتر قرار دهیم .

     در جلد دوم کتاب یشت ها صفحه ۳۱۱ تفسیر «استادپور ، داوود » چنین می خوانیم : «یکی از شهرهای پارس شهر کارزین است که قباد پدر انوشیروان بانی و مؤسس آن بوده است . پارس در زمان ساسانیان به پنج کوره تقسیم شده که هر کوره آن تحت سیطره و حکومت یکی از فرزندان و یا نمایندگان پادشاه قرار داشته است که شهر کارزین یکی از آن پنج کوره بوده است » . (کوره یا خوره در ایران قدیم به معنی نوری است که از جانب خداوند نصیب بندگان می شود که به وسیله آن نور ، قدرت و پادشاهی به برخی از بزرگان می رسد ) ( به نقل از فارسنامه ابن بلخی ص ۲۸۶) . که در اصطلاح نیز به معنی مرکز حکومت تلقی گردیده است .  همچنین لسترنج نیز همین معنی را پذیرفته و می گوید : در زبان فارسی قدیم کلمه خُرّه به معنی روشنی است بنابراین ایالت اردشیر خُرّه به یادبود و افتخار اردشیر مؤسس سلسله ی ساسانی نامگذاری گردیده است . (از کتاب سرزمین های خلافت شرقی ص ۲۶۷)

     تاریخ فارسنامه ناصری که در قرن سیزدهم هجری قمری تالیف گردیده است آورده است که : «کارزین شهری بزرگ در پارس بوده است» .

     لسترنج از مورخان بزرگ غربی درکتاب سرزمین های خلافت شرقی ص ۲۷۲ می گوید که :«شهر کارزین در نزدیکی رود ثکان (قره آقاج ، کارزین ، سکان) در جنوب سیمکان قرار دارد که ولایت آن با قباد پادشاه ساسانی بوده است .

     ابو اسحاق ابراهیم بن الفارسی در کتاب المسالک و الممالک خود شهر کارزین را یک ثلث شهر استخر (شهری در حوالی شیراز) می داند که مرکز ولایت قباد خُرّه بوده است . ابن حوقل در سفرنامه معروف خویش به نام «ایران در صوره الارض» که در قرن چهارم هـ ق تالیف  کرده است ، می گوید : «شهر کارزین دارای قهندژی (قلعه) در اندرون و بازاری بزرگ دارد» . اصطخری در سفرنامه اش می گوید : «در شهر کارزین نوعی خرما وجود داشته است که از آن نوع در عراق و در حجاز و کرمان و سایر ممالک به عمل نمی آمده است . که این خرما از این شهر به عراق صادر می گردیده است هر چند که عراق خود دارای خرمای بسیار است » . کیث ابوت در سفرنامه خویش فاصله شهر کارزین تا جهرم و جور (فیروزآباد) ۸ فرسنگ و تا فسا ۱۸ فرسنگ یاد کرده است .

     تاریخ فارس نامه ناصری تالیف حسینی فسایی فاصله شهر کارزین تا شیراز را ۴۰ فرسنگ تخمین زده است . یاقوت حُمَوی از جغرافیدان های معروف عقیده دارد که کارزیات ، کارزی و کارزین یکی است که ابن بطوبه این شهر را کارزی نامیده است . پاول شواتس مؤلف آلمانی به نقل از تاریخ طبری درباره شهر کارزین گفته است که این شهر مرکز ولایت قباد پدر انوشیروان بوده است که بعداً به تابعیت ادرشیر خُرّه در آمده است . مقدسی جغرافیدان نامی در شرح تقسیمات آب و هوایی فارس شهر کارزین را جزء مناطق گرمسیری به شمار آورده و آن را یکی از ولایات فارس و شیراز می داند . سیّاحان غربی مانند نیکتین در سال ۱۴۷۱ ، نیوبری در سال ۱۵۸۱ و تیوفل در سال ۱۵۸۹ میلادی که به ایران سفر کرده اند مسیر حرکت خود را از جاده اصلی و ارتباطی مهم دوره ی مغولان و ترکمانان که از بندر قیس و قشم در خلیج فارس آغاز و پس از عبور از پل عروس درجنوب شهر کارزین که توسط عروس یکی از پادشاهان بر رودخانه قره آقاج احداث شده بود به کارزین وارد و از آن جا به شیراز رفته اند ، ترسیم نموده و به عنوان یکی از توقف گاههای خود نام برده اند .

     ابن بلخی در فارسنامه خود که در سال ۵۱۰ هـ ق تالیف کره است ، از شهر کارزین به عنوان شهری زیبا و نیکو یاد کرده است که از بسیاری ظلم تخریب گردیده است . علامه شیخ مجد الدین یعقوب کارزینی مشهور به فیروزآبادی صاحب جامع ترین لغت نامه عربی جهان (قاموس المحیط) در ذیل کلمه کَرز از کارزین به عنوان زادگاه خود نام می برد و می گوید که از این شهر جماعت زیادی از علماء و محدثین بنام بر خاسته اند .

    مستوفی در کتاب «نزهه القلوب» چاپ لیترانج صفحه ۱۱۸ که درسال ۷۴۰ هـ ق تالیف کرده است درباره کارزین می گوید : «شهر کارزین قلعه ای محکم دارد که از رود سکان آب بدانجا می برند و هرم و کاریان و مواضع بسیار از توابع آن است » .

به هر حال آنچه از گفته ها و نوشته های سیاحان ، جغرافیدان ها و مورخان بنام مانند مستوفی قزوینی ، ابن خرداذبه ، ابن بطوبه ، ابوالفداء و لغت نامه های معتبر مانند قاموس ، دهخدا ، دکتر معین و بسیاری دیگر که به برخی از آنها استناد گردید چنین بر می آید که شهر کارزین در گذشته ی دور شهری آباد و نیکو با مردمی مدنی و متمدن بوده است که متاسفانه در گذر روزگاران و حوادث طبیعی و انسانی ، از شهر به شهرک و نهایتاً تا قبل از سال ۱۳۵۱ هـ ق به روستا تبدیل و تنزّل یافته است .

     ذکر این نکته نیز ضروری به نظر می رسد که کشف صدها سکه طلا و نقره و برنز در ویرانه های شهر قدیم کارزین و به نقل از کهنسالان این شهر که آنان نیز از نیاکان خود نقل کرده و می کنند ، در کارزین قدیم ضرب سکه وجود داشته است که این امر نیازمند تحقیق و تفحص بیشتر است . به هر حال ضرب سکه نشان از مرکزیت حکومت پادشاهان و قدمت این شهر باستانی و تاریخی دارد . اکنون با عنایت به اسناد تاریخی و جغرافیایی و سفر نامه های متعدد ، دلایل سیر نزولی این شهر تا قبل از سال ۱۳۵۱ هـ ش را می توان چنین بر شمرد :

     عامل اول : زلزله های مخرب و ویران گر که همواره این شهر و شهرستان را با خطرات جدی مواجه ساخته است . آنچه می توان از کتب تاریخی استناد نمود عبارتند از زلزله سال ۸۴۶ هـ ق (۵۸۰ سال قبل) با ده هزار کشته ، هزاران نفر مصدوم و آوارگی مردم و تخریب کامل شهر .

     زلزله سال ۱۲۸۰ هـ ق (۱۵۰ سال قبل) با هزاران کشته و مصدوم و آواره و تخریب کامل شهر و سایر زلزله های دیگر که در تاریخ و جغرافیا نامی از آنها برده نشده اما در حافظه تاریخی شهروندان این شهر باقی مانده است و نهایتاً زلزله مخرب سال ۱۳۵۱ هـ ش که در این سال و سال های قبل از آن مردم شهر قدیم کارزین به صورت روستا هایی در محل و اطراف آن به بقاء و زندگی خود ادامه می دادند که بار دیگر قهر طبیعت در قالب زلزله ای وحشتناک با مقیاس ۸/۶ تا ۲/۷ ریشتر منطقه کارزین و شهرستان قیروکارزین را با خاک یکسان نمود . این زلزله نیز ۵۰۰۰ نفر کشته و بالغ بر ده هزار نفر مصدوم بر جای گذاشت . کارشناسان معتقداند که به دلیل زلزله خیز بودن شهرستان قیروکارزین ممکن است هر چند قرن یکبار زلزله ای مخرب اتفاق افتد که چنانچه این واقعیت را به گذشته تعمیم دهیم یکی از عوامل اصلی و اساسی تخریب و کاهش جمعیت شهر قدیم کارزین را باید این زلزله ها دانست .

     عامل دوم : جنگ ها و تغییر مداوم حاکمان و عوامل مشابه انسانی که ویرانی و آوارگی را همواره به همراه داشته است که به قول ابن بلخی «کارزین شهری نیکو بوده است که از بسیاری ظلم خراب شده است» . اکنون به عنوان نمونه به یک مورد آن اشاره می کنیم :

     در سال ۱۸ یا ۲۰ هجری قمری یعنی ۱۴ قرن قبل و در زمان خلافت عمر ، سپاه عرب که قبل از این چندین بار به فارس حمله کرده و شکست خورده بودند ، آخرین بار به فرماندهی عثمان بن ابی العاص که از طرف خلیفه وقت تعیین شده بود پس از کشتن مرزبان فرمانده سپاه ایرانی و تصرف بوشهر به طرف این منطقه و شهرستان جهرم حرکت نمودند چون لشکر لارستان و قیروکارزین و فومستان در جهرم جمع شده بودند لشکر عرب پس از گذشتن از دشتستان ، دشتی و درگاه و تصرف خنج و افزر به طرف جهرم حرکت نمودند . قشون و لشکریان ایران برای جلوگیری از حملات اعراب به جانب شهر کارزین حرکت نموده و در حوالی این شهر که دشت پهناور کارزین قرار داشته و دارد با سپاه عرب درگیر و جنگ سختی اتفاق افتاد که نتیجتاً قشون ایران شکست خورده و لشکر عرب شهر کارزین را تصرف و مال المصالحه فراوان گرفتند و سپس با اندک وقتی جهرم را مسخّر داشتند .

     گرچه این جنگ باعث اصلی و اساسی مسلمان شدن شهرهای ایران گردید اما جنگ همواره تلفات ، ویرانی و آوارگی در ذات خود دارد ، چنانچه ظلم و ستم پادشاهان وقت و عوامل آنها و سایر مشکلات طبیعی و اجتماعی را بر این دو عامل اساسی بیفزاییم به این واقعیت پی می بریم که شهر کارزین به مرور زمان از هم گسسته و به روستاهای متعدد تبدیل گشته است . آری شهر کارزین که روزگاری مهد علم و دانش و صنعت و تجارت بود و در زلزله سال ۱۳۵۱ به عنوان روستایی در میان سایر روستاهای همجوار مانند بیان ،گاوکی ، سرچشمه ، ده به ، لیفرجان، منال ، عزیز آباد ، فخرآباد ، گورگان ، قاسم آباد ، سربیران ، خمار ، حسن آباد ، نصیر آباد ، قلعه انجیری ، فدم ، نجف آباد قرار داشت ، تماماً با خاک یکسان گردیدند . دولت وقت به رغم میل باطنی مردم ، روستاهای فوق الذکر را به دو شهرک احداث گردیده انتقال داد که روستاهای کارزین به اتفاق چند روستاهای کوچک و بزرگ دیگر به شهرک فتح آباد و بقیه نیز به شهرکی که بعداً به نام حضرت امام (ره) مزین گردید اسکان داد .

     قابل ذکر است که بنا به اسناد تاریخی ، محدوده جفرافیایی شهر قدیم و منطقه کارزین تا هرم و کاریان در شهرستان لارستان ادامه داشته است که به هر حال همه روستاهایی که در منطقه فوق الذکر سکونت داشته و دارند به نوعی با کارزین در گذر تاریخ همراه و همگام بوده اند .

تلاش و جدیت و خواست مردم باعث گردید تا شورا ی محترم دوره ی اول و دهدار محترم و عنایت ویژه دولت آقای خاتمی شهرک فتح آباد در سال ۱۳۷۹ به شهر تبدیل گردد . پی گیری های مجدّانه شورای محترم دوره اول جهت تغییر نام فتح آباد به کارزین به نتیجه نرسید تا اینکه شورای اسلامی دوره ی دوم با تلاش بی وقفه و عزمی راسخ با درخواست مجدد و ارائه مستندات تاریخی و جغرافیایی به فرمانداری شهرستان و دفاع قاطع از هویت تاریخی و فرهنگی و اجتماعی شهروندان درکمیسیون تقسیمات کشوری استانداری فارس موضوع را به تصویب رساند و به وزارت کشور ارسال و اعلام گردید . وزارت محترم کشور نیز پس از طی مراحل قانونی و تقدیم اسناد تاریخی و جغرافیایی دیگر توسط شورای اسلامی دوره دوم ، این تغییر نام را به رغم کارشکنی برخی در تاریخ ۱۳/۲/۸۴ به هیأت محترم دولت ارسال و وزرای عضو کمیسیون سیاسی و دفاعی هیأت  محترم دولت در جلسه ی مورخ ۲۹/۸/۸۴ خود موضوع را به تصویب رسانیدند که نهایتاً این تصویب نامه در تاریخ ۱۸/۲/۸۵ به تأیید ریاست محترم جمهوری اسلامی جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد رسید و به کلیه ارکان و اجزاء و سازمان ها و نهادهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ابلاغ و ارسال گردید و شهر فتح آباد به شهر کارزین؛ کارزینی که می رفت در غبار روزگاران از صفحه تاریخ زدوده گردد ، تغییر یافت و این خواست عمومی محقق گردید .

     اکنون با عنایت به مطالب مذکور این نکته ضروری به نظر می رسد که این تغییر نام در تقابل با هیچ شهر و روستایی نبوده و صرفاً به پاس احیاء نام و نیاکان و بزرگان و تاریخ با تمدن شهر قدیم کارزین که شناسنامه و هویت ملی و اسلامی بخشی از جمعیت شهرستان قیروکارزین محسوب می گردد انجام گردیده است . همه ما از یک تاریخ و فرهنگ توأم با تمدنی کهن ریشه می گیریم که باید با همدلی و اتحاد ، شهرستانی درخشان تر از گذشته بسازیم . به هر حال شهر کارزین در جنوب غربی استان فارس و در فاصله حدود ۲۰۰ کیلومتری شهر شیراز بین مدارهای ۲۸ درجه و ۳۲ دقیقه و ۲۸ درجه و ۵۴ دقیقه عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۶ دقیقه و ۵۳  درجه و ۱۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است . ارتفاع آن از سطح دریا قریب ۷۵۰ متر است که در بخش مرکزی شهرستان قیروکارزین استان فارس واقع گردیده است . حدود ۶۰ درصد از جمعیت شاغلین آن به کشاورزی و دامپروری و بقیه نیز در مشاغل اداری ، خدماتی و صنعتی مشغول به کار بوده که خوشبختانه بالغ بر ۹۷ درصد آن باسواد هستند . این شهر در انقلاب شکوهمند اسلامی و جنگ تحمیلی با تقدیم ۳۲ شهید و صدها جانباز و آزاده به عنوان نماد ایثارگری در شهرستان قیروکارزین لقب گرفته و در طی ۲۸ سال گذشته با حضور در عرصه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نقش بی بدیل خود را به اثبات رسانده است . یاد و نام همه شهیدان افتخار آفرین جمهوری اسلامی ایران و ۲۰۰ شهید سرافراز شهرستان قیروکارزین بویژه سردار شهید عباس انصاری معاونت اطلاعات و عملیات تیپ ۳۳ المهدی شهرستان جهرم که از شهروندان فهیم و فرهیخته این شهر بود گرامی می داریم و به روان پاک همه آن لاله های جاودانه تاریخ درود می فرستیم . اینک به معرفی چند شخصیت بزرگ و ملی این شهر که در عرصه علم و دانش و تمدن آفرینی از نام آوران ایران اسلامی محسوب می گردند می پردازیم . بزرگ مردانی که متأسفانه نام و یاد آنان همچون شهرستان در هاله ای از غبار روزگاران پنهان گردیده است که امیدواریم مسئولین ذیربط نسبت به گرامیداشت یاد و عملکرد آنان اهتمام لازم مبذول دارند .

 بزرگان کارزین

۱ـ علامه شخ ابو طاهر مجد الدین یعقوب کارزینی مشهور به فیروزآبادی : در جلد دوم کتاب بزرگان نامی پارس ص ۴۹۷ چنین می خوانیم که علامه مجد الدین کارزینی از دانشمندان بزرگ قرن هشتم پارس بوده که در کلیه علوم اسلامی صاحب نظر اما در لغت شناسی اشتهار یافته است . علامه نور الدین مقدسی در جلد دوم کتاب البدر الطالع ص ۲۸۰ از خط پدر وی نقل کرده که ایشان در روز شنبه بیستم جمادی الاول سال ۷۲۹ هـ ق نزدیک ظهر در شهر کارزین متولد گردیده است او از چنان حافظه قوی برخوردار بوده است که تا سن ۷ سالگی قرآن مجید و دو کتاب از کتابهای لغت را حفظ نموده است . رهبر فرزانه انقلاب اسلامی آیت ا… خامنه ای درباره شخصیت علمی ایشان فرموده اند که ایرانیان در علم حدیث و لغت غوغا کرده اند که از جمله آنان ابوطاهر مجد الدین یعقوب کارزینی مشهور به فیروزآبادی است . وی صاحب معروفترین و در عین حال معتبر ترین لغت نامه عربی جهان به نام القاموس و المحیط است . به علت اهمیت و اعتبار فراوان این کتاب ، شرح های بسیاری بر آن نوشته اند که به زبانهای فارسی و ترکی ترجمه شده است . بسیاری از خاورشناسان بنیاد تألیفات خود را در زبان عرب بر اساس کتاب قاموس قرار داده اند . شهرت و اهمیت این اثر به یادماندنی در زبان عرب به حدی بوده است که کلمه القاموس معنی مطلق کتاب لغت به خود گرفته است . علامه مجد الدین در ص ۴۷۰ لغت نامه خویش و در ذیل لغت کَرز چنین گفته است : کارزین بلَدُن بفارس ، مِنهُ محمد ابن الحسن مقری الحرم و به وُلدَت و الیهِ یَنسَبوُ مُحَدثونَ و علماء ( کارزین شهری است در فارس که از این شهر جماعتی از علما و محدثین برخاستند که از آنها ست محمد ابن الحسن مقری حرم کارزینی و ولادت من در او اتفاق افتاد ) . ایشان بالغ بر ۵۰ جلد کتاب علمی دیگر تالیف نموده است . وی سفرهای متعدد و طولانی جهت کسب علم و یا تدریس به کشورهای مختلف از جمله عراق ، هندوستان ، روم ، سوریه ، حجاز ، قدس شریف و . . .  داشته است در جلد سوم کتاب تاریخ الادب ص ۸۲۹ چنین می خوانیم که وی پس از این مسافرتها به شیراز بازگشته و با امیر تیمور گورکانی پادشاه مغول ملاقات نموده است . ایشان بنا به دعوت پادشاه یمن و از طریق دریا به آن کشور سفر نموده و به تدریس علوم اسلامی در شهر زُبید پرداخته که شخص پادشاه آن کشور مسئولیت قاضی القضاتی و به تعبیر دیگر ریاست قوه قضائیه یمن را به عهده او گذاشته است . حافظ السخاوی در جلد ۱۰ کتاب الضوء الامع ص ۸۳ می گوید که مجد الدین در عصر خویش و در نظم و نثر فارسی بی همتا بوده است . سرانجام وی پس از ۸۸ سال عمر با برکت و در سال ۸۱۷ هـ ق در شهر زبید یمن دار فانی را وداع گفته است .

۲ـ محمد بن الحسین مقری الحرم کارزینی : از قاریان و قرآن شناسان برجسته و مجتهدان به نام قرن چهارم و پنجم قمری است که به فرموده علامه مجد الدین در شهر کارزین متولد گردیده است . وی در عصر خویش در سبک قرائت قرآن به عنوان مرجع شناخته می شده است. ایشان پس از سالها تلاش در علوم قرآنی و مسافرتهای متعدد جهت تدریس علوم اسلامی به نقل از کتاب تاریخ اسلام ص ۴۹۰ در سن ۱۱۰ سالگی در بیت المقدس قبله گاه اول مسلمین بدرود حیات گفته است .

۳ـ ابو الحسن محمد بن المحسن بن سهل کارزینی : وی  از دیگر سرآمدان علوم اسلامی که در شهر کارزین متولد و پس از طی مراحل مختلف فقه اسلامی در حوزه علمیه کارزین که یکی از پایگاههای مهم علوم اسلامی در فارس به حساب می آمد به شهر بغداد عراق نقل مکان نموده که مورخ برجسته ،« یاقوت حموی » درجلد چهارم کتاب ارزشمند معجم البلدان ص ۴۲۹ درباره ایشان نوشته اند که وی به لحاظ فنون ادبی سرآمد ادبای روزگار خویش بود به طوری که از او به عنوان رئیس الادیب یا ابو الحسن ادیب نام می بردند . متأسفانه درباره این شخصیت نامی و سایر بزرگان این شهر مطالبی جز اندک اشاره ای در تاریخ از آنان نگردیده است .

۴ـ در عصر کنونی حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج سید یونس موسوی : نماینده شهرستانهای قیروکارزین ، فیروزآباد و فراشبند در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون حقوقی که از مفاخر استان فارس محسوب می گردند ، از این شهر می باشند .

     تلاش و جدیت نامبرده در دفاع از ایران اسلامی ، استان فارس و شهرستان های تابعه بر کسی پوشیده نیست . همچنین دارا بودن سه امام جمعه و نماینده رهبری در سطح کشور و اساتید متعدد در دانشگاههای کشور از دیگر افتخارات این شهرند .

آثار و ابنیه های تاریخی

     در این شهر آثار و ابنیه های تاریخی و فرهنگی و امامزاده های مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

۱ـ مسجد جامع کارزین : این مسجد در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز ساخته شده است . مصالح بکار رفته در آن سنگ و ساروج و گچ می باشد که دارای ستونها و طاقهای متعدد و زیبا می باشد ، همچنین استخری بزرگ در وسط آن قرار دارد . این مسجد علی رغم زلزله های متعدد و مخرب به دلیل ساختار مناسب همچنان پا برجا مانده  است . حضرت آیت ا. . . آیت اللهی از مجتهدان بنام شیراز و استان فارس مدتی در این مسجد و در زمان طاغوت به اقامه نماز جماعت و جمعه پرداخته اند .

۲ـ مدرسه علمیه کارزین : که به روایت بسیاری از مورخان و بزرگان در قرون گذشته دانشمندان بسیاری در رشته های مختلف از جمله فقه ، اصول ، منطق لغت و علوم قرآنی و . . .  تربیت نموده و به جوامع اسلامی تقدیم داشته است . دانش پژوهانی که از شهرهای گوناگون از جمله لارستان ، جهرم و . . . به این مرکز علمی مراجعه نموده و نزد اساتید بزرگ آن به تحصیل مشغول بوده اند . علامه مجد الدین کارزینی در لغت نامه مشهور خویش ضمن اعلام اینکه زادگاه خود شهر کارزین است اشاره ای به بزرگان و علماء شهر کارزین نموده که در این حوزه علمیه به تدریس و تحصیل اشتغال داشته اند . این مدرسه در ضلع شرقی مسجد جامع کارزین و در باغی مصفّا قرار داشته است که هم اکنون نیز آن را باغ مدرسه می گویند .

۳ـ حمام کارزین : این حمام که در زمان دولت زندیه ساخته شده است مصالحی چون سنگ و ساروج در آن به کار رفته است و ۲۰۰ متر مربع زیر بنا داشته که هم اکنون نیز علی رغم گذشت چند قرن همچنان پا بر جا باقی مانده است . اهالی کارزین و روستاهای اطراف تا قبل از زلزله سال ۱۳۵۱ هـ ش از این حمام استفاده می کرده اند . شکل و ساختار فیزیکی این حمام قدیمی و تأسیسات ایجاد شده در آن منحصر به فرد و شبیه به حمام گنجعلی خان کرمان است .

۴ـ امامزاده های متعدد نظیر سبز پوشان ، زاهد ، سادات ، ضیاء الدین ، بی بی بانو و شاه علمدار در این شهر و حوالی آن وجود دارد که امامزاده  سبزپوشان به دلیل آنکه هم اکنون گلزار شهداء و قبرستان شهر در محوطه آن قرار دارد مورد توجه و اهتمام شهروندان می باشد . به هر حال این آثار به جا مانده فرهنگی و تاریخی بسیار نیازمند عنایت مسئولان محترم میراث فرهنگی و اوقاف و امور خیریه می باشد که امیدواریم اهمال گذشتگان در حفظ این میراث های گران سنگ تکرار نگشته و توجه لازم به آنان مبذول گردد .

گردآورنده : بهمن طالبی – شورای اسلامی کارزین دوره دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

بیست − 15 =

فهرست